کتاب قلب ، شکارچی تنها

اثر کارسن مک کالرز از انتشارات افق - مترجم: شهرزاد لولاچی-برترین آثار نویسندگان زن

قلب،‌ شکارچی تنها، اولین رمان تحسین برانگیز کارسن مک کالرز زمانی به چاپ رسید که نویسنده تنها بیست و سه سال داشت؛‌ نویسنده‌ای که نیمی از بدنش در سی و یک سالگی به طور کامل فلج شد و تا مدت‌ها،‌ تنها یک انگشت او برای تایپ مطالبش حرکت می‌کرد. رمان او روایتگر زندگی جان سینگر، مردی کر و لال و تنهاست. او در جمع افرادی متضاد حضور دارد که رازهای خود را برای او می‌گشایند و سینگر،‌ زندگی ملال‌آور آن‌ها را چنان دگرگون می‌کند که هرگز به فکر خودشان هم نمی‌رسید.


خرید کتاب قلب ، شکارچی تنها
جستجوی کتاب قلب ، شکارچی تنها در گودریدز

معرفی کتاب قلب ، شکارچی تنها از نگاه کاربران
این کتاب خواندن سخت این کتاب بود که در آن بسیاری از چیزهایی که دلهره آور و نابود کننده روح هستند، به افرادی که در حال حاضر فقیر هستند، برای شروع بسیار کم هستند. همانطور که من خواندن کردم، من شروع به شناسایی یک الگو، موضوع تمایل نامتقارن که عشق را تشکیل می دهد؛ از سوء تفاهم و شیوه ای که ما دیگران را بر اساس نیازهای عاطفی خود تفسیر می کنیم اما نمی توانیم آنها را بخوانیم. ناتوانی در برقراری ارتباط به عنوان یک فرد، یک راه ناپسند و یا از سوی دیگر هویت خود منحصر به فرد (و هر کدام به نوعی غارتگر) هویت را از طبقه اجتماعی، جنسیت، نژاد و وب پیچیده نیازها و روابط شکست داد. یک کتاب غم انگیز، یک کتاب سنگین، به نظر می رسید که من هر شخصیتی را دوست داشتم که در آن به زمین و فراتر از آن ضربه زده شد و تصویری از زندگی در کتاب، در نهایت به وجود می آید که نمی تواند رشد کند - فراتر از شادی یا آرزو یا ارتباط و حتی حرمت فقط ناتوانی (و یا در بعضی موارد عدم تماشا) برای زندگی است. بنابراین، چرا چهار ستاره؟ راه عشق و میل در این کتاب به تصویر کشیده شده است، که از دیدگاه عامیانه تر نسبت به مارکیت، کینه و کمال تولید شده جدا شده است. مردم به دلایل عمیق و غیر قابل شناختی دوست داشتند. مردم زشت و عاشق، فقیر و دوست داشتنی، پیر و دوست داشتنی، چاق و دوست داشتنی بودند. عشق دوستانه در کتاب (و حتی یک راه) در آن لحاظ بود، هرچند هم قابل درک و هم انسانی بود، از آنجایی که من عاشق آن هستم. اما واقعیت بی رحمانه و ناخوشایند فقر و ناامیدی! من آرزوی پرتو امید یا رستگاری در جایی داشتم! آیا من از دست دادم؟

مشاهده لینک اصلی
این کتاب مرا گریه کرد وقتی که اولین بار آن را به عنوان یک نوجوان خواندم. غم و اندوه از شخصیت ها بسیار غم انگیز بود. اما من این نوشتار را دوست داشتم و کتاب با من باقی ماند. وقتی چند سال پیش دوباره آن را خواندم، هنوز یک پانچ عاطفی بسته بود. و به هر حال، برای همه غم و اندوه در کتاب، من آن را در حداقل افسرده نیست. شاید این توانایی McCullerss نوشتن برای یادآوری خواننده قدرت رستگاری داستان سرایی است.

مشاهده لینک اصلی
ETA: رتبه من در سراسر نقشه رفته است، چرا که Ive تلاش کرد تا پاسخ من را به این کتاب پین کند. برای نظر دادن به این که چرا این کتاب در حال حاضر 5 امتیاز است، نظر # 5 را ببینید! Shees._______________________ بررسی اصلی (2013 دسامبر 27): قسمت هایی از این من را دوست داشتم؛ کمترین آن درد مینای کلامی است که در من مانده است، که من فقط می توانم به کیفیت نوشته ها مربوط شود، جو McCullers جو را ایجاد می کند و شخصیت هایی که او به زندگی به ارمغان می آورد. جهنم مقدس، این کتاب غم انگیز است. من عاشق توضیحات Mickâ € ™ ثانیه از آنچه که موسیقی به معنای او بود؛ چگونه او احساس آن را شنید اشتیاق او به نوشتن آن بود. من عاشق رویاهای عجیب و غریب او و در داخل و خارج از جهان بودم. من دوست داشتم که چگونه تمام این شخصیت ها، خواننده را مانند سیاره ها در اطراف یک خورشید بی نظیر و غیر قابل تشخیص قرار می دهد. با این حال، در مورد این کتاب، چیزی در مورد من مبهوت است، چیزی که با من نشسته است؛ چیزی که نیست. من فکر می کنم این کتاب فقط برای من کمی بیش از حد وجود دارد. من می توانم هنرمندانه خود را در همان زمان تشخیص دهم که این هنرمند کمی کم عمق، و بسیار هدف ناپذیر را احساس می کند. من از من می گوید، مامان. من شخصیتی از شخصیت های غریبه و غریب جنوبی را دوست دارم - و این ها به خوبی انجام می شود. اما باید بیشتر از این باشد. حتی میک - کسی که داستان آن را واقعا می داند - واقعا به چیزی نمی آید. پایان بزرگ او نوعی انحراف است. رویاهای او برطرف می شوند، اما نه در یک نقطه اوج دراماتیک، بلکه در یک محدودیت بی وقفه از فرصت ها تا آنجا که او با اجرا می شود در جوراب شلواری خود را در Woolworth کار می کند. خشن، بله بطری شیرین، بله اما هیچ چیز واقعا اتفاق نمی افتد هیچ چیز پر از شکوفه و یا انفجار نیست. این یک یادداشت را به من احساس می کند. گوتیک شمالی و من به ندرت با یکدیگر همکاری می کنم. این نوع مانند بسیاری از آنچه که من عاشق - غیر عادی و grotesque در توصیف؛ مسائل اجتماعی در تمام شکوه های غیرمنتظره خود را برافروخت؛ یک احساس عذاب گذشته و قریب الوقوع â € \"می شود با هم پخته شده به یک شاهکار لایه لایه، اما ظروف یکپارچه، نوشیدنی نوشیدنی. به نظر می رسد قلب تاریکی تنها به منظور نگاه کردن به قلب تاریکی است، برای دیدن آن در تمام فروپاشی های غول پیکر آن، آن را مستند می کند، می گوید \"من آنجا بودم و جان سالم به در نگاه کردن به آن در حالی که این حس فاصله دور مشاهده را حفظ می کند. درایو توسط صحنه حادثه. عکس های هولوکاست غلیظ. من شگفتی را می گیرم من عجله آدرنالین از ترسناک و صدای شیرین آن را دریافت می کنم. برای من این کمبود هدف یا بسته شدن در آن وجود دارد یا هر معنی آن این است که داستان را فراتر از حیوانات عوضی و سپس شما می میرند. اول، شما رنج می برید. سپس تو میمیری یا شما donâ € ™ t؛ شما فقط یک زندگی ساده و بی نظیر زندگی می کنید. این نوع از داستانها واقعا جایی است که کاراکترها باید مشخص شوند: برای همه آنها (و این یک مجموعه افسانه از کاراکترهای غریب، غیر عادی، بالقوه بالقوه است)، آنها نمیتوانند یک طرح را بدست آورند که در آن آنها می توانند پتانسیل خود را برآورده کنند. حتی با صحنه های تروما یا خشونت هم مشخص می شوند، شخصیت ها خود را جذب می کنند و اصلا تغییر یا تغییر نمی کنند. چیزی که می گوید - که این شخصیت ها بی تأثیر و بی اثر است - اما در اینجا جنجالی وجود دارد: او آنها را خیلی بی معرفت می کند، بنابراین بی اثر است که من - به عنوان یک خواننده - در واکنش به همان اندازه متزلزل می شود. به نظر می رسد McCullers در بازی خودش خیلی خوب است. شخصیت ها و بی معنی بودن آنها نقطه ای است، اما برای من کافی نیست. گرانروی آن آنها اسلحه هایی هستند که در Act One معرفی شده اند که هرگز از بین نمی روند. و حتی زمانی که [تفنگ] از بین می رود، آن گم می شود و گول زدن، و Baby هرگز نمی شود به ملکه زیبایی، اما، اوه، شانس این اتفاق بسیار باریک به هر حال، آیا آنها؟ این شخصیت ها به نقاط طرح ریزی می کنند و سپس به صورت یکپارچه و بی سر و صدا رانده می شوند، زیرا کودزو آهنگ های راه آهن رها می شود. کافی شاپ ها وعده های بی پایان خود را برای خالی کردن روحانی که به شدت مشاهده می شوند، خدمت می کنند. صاحب کافه â € \"که کاملا احتمالا یک pedophile â €\" جایگزین شام سلفون بسته بندی شده، پرواز چسبیده ویژه در نمایش در پنجره شیشه ای با یک گلدان گل سرخ هنری گل. سیاه پزشک پزشکی انقلابی (مشاهده اسپویلر) [که پسران خود را پس از شکنجه در زندان قطع می کند - یک صحنه که چند پاراگراف را دریافت می کند، نه بیشتر، بلکه به صورت غیر مستقیم و متقاطع و اغلب در خارج فصل هایی که به دنبال \"اسپویلر پنهان\" می شوند بی سر و صدا و دیوانه می شود و به یک مزرعه نسبی در یک واگن هدایت می شود که موصل 19 ساله ای است که در آن مزرعه کار کرده و زندگی کرده است، کلاه خورشیدی هنگامی که گرم می شود پوشید. برای یک موی، 19 سال طول می کشد برای کار و رنج و زندگی می کنند - حتی با کلاه خورشیدی و صاحب نوع. نکته این است که این افراد قاچاق هستند، نه بیشتر و نه کمتر، و شما باید سازمان خوراک کمیته مبارزه برای دانستن این اشتباه، فقط اشتباه است و غمگین نیز - اما من نقطه است در مورد تمرکز و پاراگراف ها به فرزندان غیرمسلح سیاه پوست، موش در مورد رفتار برابر است. همه چیز در مورد همان زمین عاطفی حمل شده است. یک نوع عجیب و غریب وجود دارد ...

مشاهده لینک اصلی
â € œThe راه من به شما نیاز به تنهایی من نمی تواند تحمل کند. \"نهنگ نهنگ جذب شرکای خود را با ایجاد صدای به نام â € ~ songsâ € ™. زمین صدا معمولا کمتر از 40 هرتز است و به گوش انسان نمی رسد. نهنگ های مادری هر نوع آهنگ های خویش را می شناسند. در حال حاضر، اعتقاد بر این است که یک نهنگ فرد (تنها یکی از نوع آن) است که صدای او در اقیانوس آرام در 52 هرتز شنیده می شود. از 80 سالگی، آهنگ های تنهایی او شنیده شده است - به دنبال، بی فایده سالانه به دنبال یک همراه در یک اقیانوس پر از نهنگ ها. این تصویر از این حیوان تنها زمانی که من می توانم به ایجاد یک تصور از کتاب. شخصیت های چهارگانه در این رمان - دختر نوجوان، غذا، یک دکتر، کارگر کار بسیار بهتر از نهنگ 52hertz است. آنها احساسات ترانه های خود را دارند و مدت هاست که زندگی شان را تنها برای کسی که می تواند آنها را درک کند. به دلایل مختلف، همه آنها بسیار تنهایی هستند. غذا در حال مبارزه با تنهایی ازدواج بدون فرزند و ناخوشایند است، کارگر بیش از حد آگاه است از بی عدالتی هایی که توسط یک جامعه سرمایه داری ناعادلانه مورد سوء رفتار قرار گرفته است، دکتر سیاه و سفید ایده آل خود را دارد که او را از خانواده اش و دختر نوجوان با شرایط رو به رو می شوند. آنها می دانند که می توانند احساس خوبی داشته باشند، اگر بتوانند با کسی صحبت کنند. و آنها در حال تلاش برای پیدا کردن کسی هستند. اما از آنجایی که آنها در مورد این چیزها بسیار مشتاق هستند؛ هنگام صحبت کردن در مورد موضوع، آنها را به کمترین نکات انتقاد و یا پیشنهاد به خلاف، که به طور طبیعی با بیشتر شنوندگان می آید، جرم می گیرند. آنها تنها تفاوت های دیگر را می بینند که از باز شدن آنها جلوگیری می کند. آنها از هر نظر مشکوک هستند و از سوءتفاهم شدن برخوردارند. نه، آنها نمی توانند به کسی احتیاج داشته باشند - آنها نیاز به شنونده خاصی دارند، کسی که بر خلاف یک دست نشانده انسان دوستانه نیست، سرش را به طور دائم به حرکت تکان می دهد، به طوری که می توانند بی وقفه صحبت کنند و با توافق ناپذیری که در شنونده پیدا می کنند، آرام باشند. این فقط برای آنها اتفاق نمی افتد تا سعی کنند دیگران را برای خودشان جستجو کنند. شخصیت ناشنوای ما را به نام جادوگر، خواننده وارد کنید. شخصیت های دیگر او را بسیار آرزو برای شنونده - او، که نمی تواند بشنود. چشمان آنها دیدم که قلب آنها می خواستم ببینم، هرکسی را دیدم که او را عصبانی می کرد. خواننده می تواند آنها را با خواندن لب ها درک کند، اما آنها در حالی که قلب خود را بیان کردند، آنها را اصلاح نمی کردند. به عنوان یک دوست خوب ممکن است به این معنی باشد که یک شنونده بیمار باشد و خواننده طبیعی است. به نظر می رسد مثل عیسی درد خود را از دست می دهد - نه از طریق معجزه، بلکه با عمل ساده ای بی گناه گوش دادن. اما او عیسی نیست. سرنوشت او بیشتر از دیگران است که از نهنگ 52 هترز شبیه است. او چندین سال است که پس از نزدیک بودن دوست و تنها خانواده اش به شهر آمده است، Antonapoulous، یکی دیگر از ناشنوایان ناشنوایی، از لحاظ ذهنی بیمار شده و مجبور به پناهندگی ذهنی شده است. و بنابراین در حال حاضر، او تنها ترین از همه آنها است. او نیز از همین سوزش سرسختانه رنج می برد. او نیز توسط افرادی که نمی توانند او را درک کنند احاطه شده است. او می خواهد صحبت کند، شنیده می شود - اما هیچکدام از دوستان جدیدش زبان نشانه های دست را درک نمی کنند، تنها راهی که می تواند ارتباط برقرار کند. دوستان جدید او، بسیار خوشحال بودند که در نجات یافتن خود در او را شاد کنند، برای زندگی شگفت زده شده بودند، به طرز شایسته ای از تنهایی او نادیده گرفته می شوند، امیدوارند که نجات دهنده نیز نجات یابد. کسی می تواند نابینایان را بنویسد، اما یک نابغه خالص را می گیرد برای بیرون آمدن سکوت که زندگی و زندگی آنها را تحریک می کند. â € œ دست او عذاب به او بود. آنها آرام نخواهند شد آنها در خواب خوابیده اند و گاهی اوقات بیدار می شوند تا کلمات را در رویاهایش شکل دهند تا قبل از صورت خود.

مشاهده لینک اصلی
کارسون مک کولر، کارگردان جوان کارسون مک کولرز، کارگردان و کارگردان، کارگردان، نویسنده، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان، کارگردان و غیره سخنرانی می کند. این یک کتاب در مورد اشتیاق است. Aching اشتیاق برای عشق به کسی که بازگشت می کند، آرزوی آرزوی آینده ای که نمی تواند بیافتد، اشتیاق عشقی برای برابری طبقات، ناامید کننده برای عدالت و برابری برای نژاد سیاه پوست، اشتیاق مردم برای درک درست، اشتیاق برای یک گذشته ای که هرگز نبود McCullers می نویسد در یک سبک لاکانی است که ریتم های جنوب به طوری که من احساس کردم من با این مردم بود، دیدن، احساس و تجربه داستان خود را می نویسد. و، با این حال، او در افشای داستان خود چنین فوری را ایجاد می کند که اغلب من خود را در حال برگزاری نفس می کشم. این کتاب من را لمس کرد و روح من را تکان داد. مك كولرز موضوعات انساني، عاطفي، فلسفي و سياسي به گونه اي كه جهاني هستند، تحمل مي كنند و امروز نيز همانند سال 1940 كه اين كتاب نوشته شده است، اعمال مي شود. 10 ستاره! گیلاس جونز کتاب صوتی را رد کرد و من نمی توانم فکرش را بکنم که شخص بهتر بتواند این داستان را به زندگی تبدیل کند. با این حال، من یک کپی در چاپ را چاپ خواهم کرد، زیرا می خواهم در برخی از قسمت ها منعکس شود. تجربه قبلی من از The Heart یک شکارچی تنهایی بود که فیلم آلبوم «آلن آرکین» که در سال 1968 پخش شد، تاثیر مشابهی بر من گذاشت. امیدوارم دوباره به زودی تماشا کنم

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قلب ، شکارچی تنها


 کتاب نامه ای به دخترم
 کتاب شب در مسیر غرب
 کتاب حباب شیشه
 کتاب دلبند
 کتاب اتاق جیکب
 کتاب داماد یخ زده