کتاب فرانکنشتاین

اثر مری شلی از انتشارات قدیانی - مترجم: محسن سلیمانی-برترین آثار نویسندگان زن

فرانکنشتاین دانشمند جوانی است جاه‌طلب و جویای نام که جانوری زنده به شکل انسان و با ابعاد کمی بزرگ‌تر از یک آدم معمولی و با ریخت و قیافه‌ای زشت و مخوف می‌سازد که همه، از جمله سازنده‌اش، از دست او و شرارت‌هایش می‌گریزند. اما در کاربرد عام به تدریج خود آن هیولا به فرانکشتاین معروف شده و این نام اسم عامی شده برای مخلوق ویرانگری که از اختیار آفریننده‌ی خویش نیز خارج شود و حتا خالقش قادر به مهار نیروی مخرب او نباشد. مری شلی، نویسنده‌ی این اثر، همسر شلی، شاعر بزرگ رمانتیک انگلیسی بود و رمان‌های دیگری نیز نوشت، اما فقط همین اثر او بود که شهرت ماندگار و عالم‌گیر یافت.


خرید کتاب فرانکنشتاین
جستجوی کتاب فرانکنشتاین در گودریدز

معرفی کتاب فرانکنشتاین از نگاه کاربران
Frankenstein; or, The Modern Prometheus, Mary Shelley
تاریخ نخستین خوانش: هشتم دسامبر سال 1995 میلادی؛ تاریخ خوانش دوم: نوزدهم نوامیر سال 2011 میلادی
عنوان: فرانکشتاین؛ مری شلی؛ مترجم: جعفر مدرس صادقی؛ تهران، نشر مرکز، 1374؛ متن کوتاه شده در 224 ص؛ شابک: 9643051064؛ موضوع: داستانهای نویسندگان انگلیسی قرن 19 م
مترجم: محسن سلیمانی؛ تهران؛ قدیانی، چاپ چهارم 1392؛ در 326 ص؛ شابک: 9789645366184
عنوان: فرانکنشتاین یا پرومته نوین؛ نویسنده: مری شلی؛ مترجم: کاظم فیروزمند؛ تهران، نشر مرکز، چاپ دوم 1389؛ در 262 ص؛ شابک: 9789642131037؛
فرانکنشتاین دانشمند جوانی ست جاه‌ طلب و جویای نام، که جانوری زنده به شکل انسان و با ابعاد کمی بزرگ‌تر از یک آدم معمولی و با ریخت و قیافه‌ ای زشت و مخوف می‌سازد؛ که همه، از جمله سازنده‌ اش، از دست او و شرارت‌هایش می‌گریزند. اما به تدریج خود آن هیولا به فرانکشتاین معروف شده، و این نام، اسم عامی شده، برای مخلوقات ویرانگری که از اختیار آفریننده‌ ی خویش نیز خارج میشوند و حتی خالقشان نیز توان مهار نیروی مخرب آنها را ندارد. مری شلی، نویسنده‌ ی این اثر، همسر شلی، شاعر بزرگ رمانتیک انگلیسی بود، و رمان‌های دیگری نیز نوشت، اما فقط همین اثر او بود که شهرت ماندگار و عالم‌گیر یافت. امید که فرصتی دست دهد تا مشخصات ترجمه ها و ناشران دیگر این کتاب را نیز گرد آورم. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
نفرین به روزی که به دنیا آمدم! ای آفریدگار ملعون من! چرا غولی چنین کریه ساختی که حتی خودت هم با نفرت از او روی بر می گردانی؟ خداوند از سر مهربانی بشر را زیبا و شبیه جلوه خود آفرید. اما تو مرا از همه آدمیان زشت تر و وحشت انگیزتر آفریدی. حتی شیطان هم دوستانی دارد که او را می ستایند و دوست می دارند، اما من تنها هستم، تنها و نفرت انگیز.


پس از شكستن اقتدار كليسا در قرون وسطا، دانشمندان و فيلسوفان و بانيان فرهنگ و سياست به مرجع ديگرى به نام راشيو (Ratio) متوسل شدند و از آن هم به عنوان ابزارى براى هر چه بيشتر منكوب كردن سنت دينى و هم به عنوان ابزار پيشرفت و رسيدن به آرمان هاى انسانى، همچون شناخت جهان و زندگى سعادتمندانه استفاده كردند.
اما خود اين راشيو چه بود؟ در ترجمه اى ساده همان عقل و راشيوناليست ها نيز عقلگرا ترجمه مى شوند، اما واژه ى عقل ماهيت راشيو را از ديد راشيوناليست ها به درستى نشان نمى دهد. راشيو در زبان لاتين به معناى نسبت رياضى بين دو مقدار است و راشيوناليست ها اعتقادى تام و تمام به عقل رياضى داشتند. عقلى دقيق و واضح، مستدل و يقينى، و در تمام فعاليت ها متكى به خود، بى نياز از مرجعى خارجى كه به او اعتقاداتش را ديكته كند. اين كشف بزرگ، شور و شوقى در جان دانشمندان انداخت. عقل رياضى معيار همه چيز شد، و دستاوردهاى درخشان علم و صنعت برهانى بر صحت اين راه بود. و وقتى فيلسوفان و متفكران سياست و علوم اجتماعى موفقيت چشمگير اين ابزار را ديدند، همان را در نظريات فلسفى و سياسى و اجتماعى خود به كار بستند. دوران رنسانس به دوران روشنگرى گره خورد، دوران روشنگرى
به انقلاب صنعتى، و عقل رياضى به عنوان خداى جديد اروپا، اقتدارى روز به روز بيشتر يافت، و از همين جا كابوس آغاز شد.
راشيو در جايگاه خداوندگار دوران جديد، موجودى بود از خودمطمئن و جهان شمول، در نتيجه بى انعطاف و استثناناپذير، در نتيجه خشك و مستبد و بى رحم. هر حكمى مى كرد، تا ابد صحيح و خلل ناپذير بود، و انسان ها با هر شكل و شمايلى، بايد بى برو برگرد از آن اطاعت مى كردند. اگر در قرون وسطا دگرانديشان را به اسم خدا مى سوزاندند، در دوران جديد به اسم عقل آن ها را به اردوگاه هاى گولاگ و آشويتس مى فرستادند.

با آشكار شدن اين شكاف ها در بدنه ى عقل رياضى، نهضت هاى مختلفى به طور پى در پى در طول چند قرن، به مخالفت با ديدگاه هاى راشيوناليست ها برخاستند. از جمله مهم ترين اين نهضت ها، نهضت رمانتيك بود، و اين جايى است كه فرانكنشتاين وارد مى شود. رمان كليدى دوران رمانتيك، كه نوشته شد تا وحشت حاصل از عقلگرايى افراطى را نشان دهد: نبوغ و حرص دانش اندوزى هر چه بيشتر دكتر فرانكنشتاين كه منجر به تولد موجودى كريه و خونريز گشت، نوزاد مشئوم عقلگرايى، هيولاى فرانكنشتاين.

مشاهده لینک اصلی
3 ستاره چیزی شبیه من فکر نکردم. داستان معمولی هیولا شما ... خیلی بیشتر فلسفی است؟ به جای ترساندن ما تنها با فضای تاریک و خشونت، Shelly به جای آن ما را با افزایش برخی از سوالات بزرگ ترس می کند. چه چیزی زندگی را تعریف می کند؟ چه چیزی باعث یک مرد می شود؟ آیا طبیعت ما ما را تعریف می کند؟ آیا ما به جای طبیعت ما شکل می گیریم؟ چه چیزی باعث انسانی می شود؟ باز هم، داستان معمولی هیولا نیست. من آرزو می کنم که بتوانم این بالاتر را ارزیابی کنم، اما در بعضی از نقاط من باورنکردنی بسیار خسته ام. این بسیار حرفهای است و شخصیتها تمایل دارند. به نظر می رسد یک کتاب عجیب و غریب برای یک کتاب نوشته شده در سال 1818، و همه چیز در نظر گرفته آن را بسیار سالم است. من فقط تلاش کردم تا سرمایه گذاری بکنم

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** من در مورد این کتاب پاره شده است. از یک طرف، آن را به شدت در قسمت های مختلف وحشت زده کرد و سوالات خوبی در مورد دقیقا چگونگی علم را مجاز به تجربی نمود. زبان بود بلافاصله، اگر کمی طولانی (که ظاهرا کار ویرایشگر مری شلی، نه او) بود، و داستان بسیار بهتر از نسخه های فیلم های متعدد بود که من تعجب که چرا سازندگان فیلم حتی مزاحم تغییر در داستان در وهله اول. در اینجا ما می رویم: هرچند من شروع به خوشبختی (و یا حداقل درک) دو شخصیت اصلی - فرانکنشتاین و خلقش - در پایان کتاب شروع کردم، آنها خیلی غم انگیز بودند و من تقریبا متوقف خواندن شدم. در ابتدا دکتر فرانکنشتاین بود که (به نقل از ویل اسمیت در من، رابوت)، کسی که هوشمندترین شخص هوشمند بود، همیشه ملاقات کرده بود. @ او این مرد مرده را دوباره به ارمغان می آورد، و سپس وقتی که واقعا کار می کند، گریه می کند و گریه می کند و از آزمایشگاه می رود . هنگامی که او چند ساعت بعد می آید، موجودی رفته است. پاسخ فرانکنشتاین، مردی که به اندازه کافی درخشان است تا زندگی را در یک فرد مرده زنده کند، چیست؟ @ با تشکر از خدا، موجودات رفته است. واضح است که او به طور کامل ناپدید شده است و من مجبور نیستم نگرانی خود را در مورد پیدا کردن او داشته باشم. سپس هنگامی که موجودی چند سال بعد او را ردیابی کرد، به او می گوید: \"من در شب عروسی شما با شما خواهد بود\"، فرانکشتاین بلافاصله نگرانی خود را در مورد او ایمنی، نه او. موجودی قبلا فرانکشتاین را برادر و بهترین دوست خود کشته است، و دکتر نابغه ما مانند آن است، @ Elizabeth، عزیز من! کسی ممکن است برای من بکشد، زیرا من تنها کسی هستم که به اندازه کافی مهم است که بتوانم نابودش کنم، بنابراین من با اسلحه خانه را گشتم در حالی که خود را در این اتاق قفل می کنید. شما فقط خوب هستید، زیرا شرط می بندم که موجود هیچ وقت فکر نمی کنم که تو را به قتل برسانم تا من را مجازات کنی. آره. سه حدس می زنم که چگونه این اتفاق می افتد. همانطور که گفتم، من این موجود را دوست داشتم. بعد از همه، این تقصیر او نبود، او یک جسد مجدد بود، و من این واقعیت را دوست داشتم که به نظر می رسید یاد بگیرد چگونه با خواندن آثار کامل شکسپیر صحبت کند. اما پس از آن او شروع به قتل همه فرانکنشتاین در مورد مراقبت و گفت که چگونه او به او آسیب رساند تا آنها را بیشتر بکشند تا آسیب رساندن به قربانیان (این باعث آسیب بیشتر پدر به شما، @ پدر می گوید که او کمربند - whips فرزند خود). پس از آنکه یک قاتل کشته شد، موجودی ناله می کند که چگونه هیچ کس او را قبول نمی کند و هر کس او را نومید می کند و هیچ کس او را نمی فهمد و غیره. شخص. شاید مردم به راحتی شما را گرم می کنند اگر این عادت را نداشته باشید که عزیزانتان را از افرادی که شما را آزار می دهند، بکشید. بنابراین، در نتیجه، من خوشحالم که من این را خوانده ام، زیرا آن یک کلاسی بی انتها و غیره و غیره، اما من خواندن دوباره آن را ندارم. همچنین نسخه Wishbone این داستان بی نهایت لذت بخش تر بود. جوان فرانکشتاین بود. بیا از این فکر کنی، گرفتن توپ یخبندان با چهره من در کلاس پنجم لذت بخش تر از پایان دادن به این کتاب بود، اما این در کنار نقطه است.

مشاهده لینک اصلی
این یکی از کلاسیک هایی است که من قبلا هرگز خوانده ام. بسیاری ممکن است در مدرسه حتی این را بخوانند و یا در دانشگاه آن را مورد بحث قرار دهند. اول و مهمتر از همه این مهم است که توجه داشته باشید که دو نسخه از این کتاب وجود دارد که هر دو توسط نویسنده نوشته شده است: اصل 1818 و اصلاح بعدی آن در سال 1831. تفاوت ها ممکن است برخی تفاوت های اساسی در درک این کلاسیک را توضیح دهند. به شرح زیر است: 1) متن 1831 به شکل متفاوتی شکل گرفته است: بعد از نامه های 1-4، فصل ها از طریق شماره گذاری، از 1 تا 24 است؛ این به اندازه کافی تقسیم اصلی را به سه جلد تقسیم می کند و همچنین آگاهی خوانندگان را در مورد اینکه چگونه والتون، فرانکنشتاین و روایت های هیولا در یک دیگری قرار می گیرند را تحت تاثیر قرار می دهد؛ 2) ملودی از Miltons Paradis Lost که در عنوان صفحه اول ظاهر شد نسخه از بین رفته است: آیا از سازنده خود درخواست کردی که تو را به من ریختی؟ آیا تو را از تاریکی دعوت کردم تا من را ترویج کند؟ فقدان این خطوط (که بعضی از سردبیران مدرن از نسخه 1831 بازسازی شده است) اعلامیه یک موضوع کلیدی رمان را حذف می کند، همانطور که از نظر ایجاد فرانکشتاین ها دیده می شود؛ 3) مری شلی بسیاری از ارجاعات به ایده های علمی جدید را حذف کرد، بنابراین رمان را از زمینه اصلی روشنفکرانه و مسائل مورد بحث که به صورت عمومی و در حلقه بایرون-شلی مورد بحث قرار گرفت، حذف کرد؛ 4) شخصیت فرانکنستاین ها بسیار متفاوت است: در حالی که در نسخه 1818 نقاط بسیاری وجود دارد که در آن او می تواند آزادی آزادی را انجام دهد و تصمیم بگیرد که با آزمایش های خود ادامه ندهد؛ در متن 1831، او مانند همه انسان ها، به طور کامل در رحمت سرنوشت دیده می شود، ناتوان برای مقابله با آن نیروهای شانس که به نظر می رسد کنترل جهان است. نسخه من اصلی سال 1818 و اولین چیزی است که من را به خود جلب کرد (حتی بدون توجه به نویسندگان سن جوانی که این را نوشت) زیبایی پرویز بود. سبک نوشتی به نظر می رسد خوانندگان مدرن بیگانه شاید، اما برای آن زمان که داستان در آن نوشته شده بود و کاملا زیبا بود، دقیق است. مهم نیست که آیا شلی شخصیت های خود را صحنه های طبیعت و یا احساسات انسانی را توصیف می کند، هر خط کاملا بدون شعر بودن بود؛ این زبان، به عنوان برخی ممکن است به دلیل تفسیر های نادرست مدرن در دیگر شکل های رسانه ای، از فیلسوف طبیعی طبیعی سوئیس (که امروز می تواند به عنوان دانشمند شناخته شود)، ویکتور فرانکنشتاین، و چگونه او را یک موجود و از طریق یک فرآیند علمی، زندگی را به آن داد. با این حال، با دیدن موجودی که او ایجاد کرده است، او به وحشت افتاده است زیرا موجودی کاملا زشت است و فرار می کند. موجودی نیز پس از گذشت چندین روز برگزار می شود و باید جهان را تنها به جستجوی همدمی ببرد که به خوبی پیش نمی رود - حتی بیشتر از امروز، جامعه پس از آن بیشتر به شکل بیرونی محاکمه می شود تا موجودی محکوم به نظر شود شرور، شکار و ضرب و شتم تا زمانی که خشونت او را تغییر دهد. قابل توجه است که او خود سخن می گوید و خود را خواند. او در نهایت بسیار فصاحت است، که متضاد شدید و غم انگیز است به کارهای او. اما تمرکز این بررسی، این است که چگونه روایت داستان را دوست داشتم، در حالی که کاملا شخصیت وی را نادیده گرفت، ویکتور. او چنین جادویی شگفت انگیز بود! صادقانه، خیلی خوشحال شدم که روایت به داستان موجودات تغییر کرد چون من نمیتوانستم یک دقیقه دیگر از پشیمانیهایش را تحمل کنم. من توسط @ @ @ @ ناامید شدم، که باعث شد تا خیلی بدبختی کنم تا اشاره انگشت به دیگری. او موفق نشد حتی خود را بپذیرد که او علت وقایع بود. من می توانم او را در مورد شوک اول برشمردم، اما به ویژه پس از تمام خود بازتاب او باید خود را نشان داد که به عنوان شریف است زیرا او خود و دیگران دائما وانمود کرد که او توسط DEEDS! اشتباهات می تواند انجام شود، اما پس از آن شما نیاز به آنها دارید و راه های خود را عوض می کنید و یا همه حق شکایت را از دست می دهید. واژه ها چیزی جز هوای گرم نیستند، اما به نظر می رسد تنها وسیله ای است که ویکتور فرانکنشتاین قادر بود. من منم منم. این تنها چیزی است که از او می شنوید. حتی زمانی که (مشاهده اسپویلر) [جاستین محکوم به مرگ است اگر چه وی بی گناه است و ویکتور حتی فقیرش را می نامد (پنهان کردن اسپویلر)] او بلافاصله یک بار دیگر وضعیت خود را به خود جلب می کند و خود را در مرکز نابودی قرار می دهد. پس از چند ماه و حوادث غم انگیز او هنوز نمیتواند ببیند چه اتفاقی افتاده است و اینکه این کار خود را انجام می دهد و به همه می گوید که بدبختی است. در حقیقت او فقط بدبختی خود را می بیند (چطور از یک عضو خانواده یا دوستانش گم شده است). او با اعتماد به نفس خوش شانس است (مانند (spoiler) [چگونه او به آسانی از اتهامات قتل (فراموش کردن تب) در مقایسه با جاستین (پنهان کردن اسپویلر)])، از یک خانواده خوب (از مقدار خانواده پول او هیچ مشکلی برای جمع آوری و پس از آن صرف در پایان)، شهرت عالی است که در آن زمان بسیار مهم بود (و بدان معنی است که او به عنوان مخلوق درمان نمی شود) - با این حال به طور مداوم whines، عصبانی و شکایت می کند که چگونه شرم آن وجود دارد . در چند نقطه در زمان او می تواند داشته باشد

مشاهده لینک اصلی
در حالی که من از این کتاب لذت نمی بردم، خوشحالم که من آن را بخوانم زیرا جالب است بدانیم چگونه هیولای Frankensteins مختلف پس از هالیوود تبدیل شده است و فرهنگ پاپ دوباره ایجاد خلق شل شده است. اگر شما مجبور به تماشای نسخه فیلم فیلم هستید و سپس این کتاب را بخوانید، ممکن است شوکه شده باشید که به نظر می رسد این داستان همان داستان است. با وجود این، از کتاب به دلایل زیر لذت نبردم: الف) رمانتیسم. بله بله. درختان، کوه ها، گل ها زیبا هستند، اما من یادآوری های بی نظیری از شکوه که طبیعت است نیاز ندارم.) فرانکنشتاین نه تنها یک هیولا را ایجاد کرد، بلکه ظاهرا یک فانتزی فکری نیز بود. علیرغم ماده خاکستری مرده، مغز هیولاها به طور قابل توجهی نابوده شده و توانایی یادگیری را در سرعت سریع دارد. C) آموزش عالی. من عملا می توانم شنلی را بکشم که صابون خود را بکشاند هر گاه هیولا در صفحه ظاهر شد تا درباره بی عدالتی که به او گفته می شود صحبت کند، انسان هیولای واقعی است، و غیره، و غیره، و غیره. این نوشته در این Cinder ناچیز

مشاهده لینک اصلی
من همیشه دوست داشتم! اگر به اندازه کافی عالی نبود که این یک زن در دهه 1800 نوشته شده بود (اجازه دهید آن را ببیند - کمی از دستاورد در خود)، این یکی از کتاب هایی است که واقعا ناامید کننده است. سحر و جادو واقعی این کتاب نهفته در موضوع اصلی آن - مفهوم رسیدن به بیش از حد و تلاش برای ضرب و شتم طبیعت. در تمام طول، مردان تلاش می کنند که چیزهای غیر طبیعی را به دست بیاورند، و کتاب زیبایی عواقب ناگوار این کار را نشان می دهد. همانطور که برای موجود فرانکنشتاین - هر بار که من این کتاب را خوانده ام، او قلب من را کاملا شکسته. و او خدمت می کند تا کمبود انسان ها را در اطراف او برجسته نماید. بله، مسلما، یک قاتل ... اما مدارک خود را به مهارت های شلئی که ما را درک می کند که چه چیزی او را به آن هدایت کرد. من عاشق ریشه های این کتاب نیز هستم - چلسی رقابت را در دریاچه ژنو (که دریاچه ی راست است؟) را دوست دارد، جایی که او در برابر لرد بایرون، جان پولیدوری و همسرش پرسی بیسش شلی ... شب، و همه این نویسندگان شگفت انگیز تلاش می کنند تا با داستان های ترسناک یکدیگر را از بین ببرند! عشق هر جنبه ای از این کتاب. بله، دراکولا و دکتر جکیل / آقای هائید نیز افسانه هستند، اما برای من، مری شلی فرانکنشتاین سرزمین ترسناک گوتیک است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب فرانکنشتاین


 کتاب سال اندیشه جادویی
 کتاب آن ها مشغول مردن اند
 کتاب بلندی های بادگیر
 کتاب مترجم دردها
 کتاب عصر بی گناهی
 کتاب دفتر یادداشت طلایی